عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

552

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كم يافته كه سود برد و بسا بسيار كنندهء كه زيان كند 41 كم من فقير غنىّ و غنىّ مفتقر : بسا نادارى كه دارا است و بسا دارائى كه نادار است ( و اين دارا و بخيل بدگذران و آن نادار سخىّ و خوش گذران است ) 42 كم من خائف وفد به خوفه على قرارة الأمن : بسا ترسندهء كه ترسش در جايگاه ايمنيش بر وى وارد مى گردد . 43 كم من مؤمن فاز به الصّبر و حسن الظّنّ بسا مؤمنى كه صبر و گمان نيكش او را به ثواب رسانده است . 44 كم من حزين وفد به حزنه على سرور الأبد بسا اندوهناكى كه اندوهش او را بخوشى هميشگى و عيش جاودانى كشانده است . 45 كم من فرح افضى به فرحه الى حزن مؤبّد بسا شادمانى كه شاديش او را بسوى اندوه هميشگى ( و آتش دوزخ ) بكشاند . 46 كم من حريص خائب و مجمل لم يخب : بسا آزمنديكه زيان كار است و آسان گيرندهء كم حرصى كه زيانكار نيست . 47 كم من شقّى حضره اجله و هو مجدّ فى الطّلب بسا بدبختى كه اجلش رسيده و او هنوز در صدد مال جستن است 48 كم من غيظ تجرّع مخافة ما هو اشدّ منه : بسا باشد كه انسان جرعه‌هاى ناگوار خشم را بكام در كشد از ترس پيش آمدى دشوارتر . 49 كم من ضلالة زخرفت باية من كتاب اللّه سبحانه كما زخرفت الدّرهم النّحاس بالفضّة المموّحة : بسا از گمراهى كه به آيتى از كتاب خداوند سبحان آرايش داده شود ، همچنان كه شخص مسگر درهم و سكهّء ( قلب ) را بنقرهء زر اندوده بيارايد و پرداخت نمايد 50 كم من عالم فاجر و عابد جاهل فاتّقوا الفاجر من العلماء و الجاهل من المتعبّدين : بسا عالمى كه بدكار است و عبادت كنندهء كه نادان است بنا بر اين از علماى بدكار و عبادت كنندگان نادان بپرهيزيد ( كه پشت ديانت را اين دو تا مى شكنند ) . 51 كم من مغبوط بنعمة و هو فى الأخرة من الهالكين : بسا كسى كه با داشتن نعمت دنيا غبطه خورده شود در صورتى كه او در آخرت از هلاك شوندگان است . 52 كم من وضيع رفعه حسن خلقه : بسا افتاده و گمنامى كه خوى خوشش او را بركشد و بلندش سازد . 53 كم من رفيع وضعه قبح خرقه : بسا شخص